الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
314
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
2 - توجيهات نامناسب قابل توجه اين كه ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغهء خود هنگامى كه به جملهء « الآن اذ رجع الحقّ الى اهله . . . » مىرسد ، مىگويد : « مفهوم اين سخن اين است كه حقّ قبل از اين زمان ، در غير اهلش بوده ولى ما اين سخن را تأويل و توجيه مىكنيم بر خلاف آنچه اماميّه مىگويند و مىگوييم : بىشك آن حضرت از همه اولى و شايستهتر براى امر خلافت بود نه به عنوان اين كه نصى از پيامبر ( ص ) وارد شده باشد بلكه به عنوان افضليت ، چرا كه او برترين انسان بعد از رسول خدا ( ص ) و شايستهترين فرد از ميان تمام مسلمانان نسبت به خلافت بود ولى او حق خود را به خاطر مصلحتى ترك كرده بود زيرا او و ساير مسلمين پيشبينى مىكردند كه تنش و اضطرابى در اسلام و نشر آن پيدا خواهد شد چرا كه عرب نسبت به او حسد مىورزيد و كينهء او را در دل داشت و جايز است كسى كه شايستهتر براى امرى است و آن را ترك نموده و بعد به آن بازگشته ، بگويد : « قد رجع الامر الى اهله ، كار به اهلش بازگشت » . « 1 » به يقين پيشداوريها مانع از اين شده است كه مفهوم چنين كلام روشنى پذيرفته شود زيرا اگر على ( ع ) مىخواست بفرمايد : پيش از اين ، حق به دست اهلش سپرده نشده بود و اكنون به دست اهلش رسيده و به محل شايستهء خود باز گشته است چه عبارتى از اين روشنتر ، ممكن بود بگويد . اين از يك سو ، از سوى ديگر مىدانيم اين جمله كه عرب نسبت به او حسد مىورزيد و عداوت داشت سخنى بىاساس است . آرى تنها گروه كوچكى كه از بازماندگان سران شرك و كفر بودند چنين حالتى را داشتند و به تعبيرى ديگر جمعى از سران قريش و سران يهود و منافقين كه ضربات او را در جنگهاى بدر و خيبر و
--> ( 1 ) شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، جلد 1 ، صفحهء 140 .